|
ميل من سوي وصال و قصد تو سوي فراق ترک کام خود گرفتم تا برايد کام دوست |
|
مي گن با يک نگاه با يک لبخند و با يک کرشمه ي زيبا نميشه . منم ميگم نميشه . ولي ميشه با همون نگاه و همون لبخند يک رويا رو رويايي شيرين و زيبا رو به ياد آورد . رويايي که يک عمر کنارت بوده ... رويايي که يک رفيق بوده رفيقي واقعي . يه روز اين رويا رو مي بيني رويايي که هميشه فکر مي کردي يک روياست ... حالا ديگه نيست... بعد از اين ديگه برات رويا نيست واقعيته يک روياي متجليه . ديگه اون رفيقي که هميشه دنبالت بود رو نداري ... ديگه رويات دنبالت نيست اين تويي .... اين تويي که دنبال اون مي دوي . مي دوي تا بهش برسي مي دوي تا روياتو بدست بياري دويدن و تلاشي سخت شيرين و طولاني ....براي رويات .... براي هدفت. اما اين بار نه به عنوان يک رويا .... به عنوان يک واقعيت به عنوان يک حيات و به عنوان يک رفيق ....همون رفيق رويايي.... F.M |